در زمان های دور قوم بنی اسرائیل رسمی داشتند بدین شرح که
سالی یکبار بزی را می آوردند و دست بر سر آن می گذاردند و تمامی گناهانی را که در طی آن سال
مرتکب شده بودند اعتراف می کردند و به اصطلاح آن را به بز بیچاره منتقل می کردند.
سپس او را آزاد می کردند تا فرار کند و در صحرا آن قدر سرگردان شود تا بمیرد.
نتیجه : هر چند چنین رسمی دیگر وجود ندارد اما دیگران
تقدیر و زمین و زمان را سپر بلای خود قرار دادن و آنها را به خاطر شرایط زندگیمان متهم کردن
هنوز و بلکه بیشتر توسط انسان ها به صورت گسترده استفاده می شود..
مردم اشتباهات خود را روی هم می ریزند و از آن غولی می سازند که نامش تقدیر است.
«جان اولیویه»



