تبليغاتX
دردهای من و ما

خیلی خوب...خیلی زود تبدیل شد به خیلی بد

خیلی زود.

هیچ کس چیزی به من نگفت و به همین دلیل هیچ وقت سر در نیاوردم

که خیلی خوب چقدر زود تبدیل می شود به خیلی بد.

آفتاب تبدیل شد به سایه، به باران

شور و شوق تبدیل شد به لذت، به درد

ترنم ترانه های دل انگیز عاشقانه جایش را داد به سر دادن سرودهای غم انگیز

خیلی زود.

با " تا ابد " شروع شد

و ابد تبدیل شد به گاهی، به هیچ وقت

و"مرا دوست داشته باش" تبدیل شد به"جایی هم در قلبت برای من در نظر بگیر"

خیلی زود.

خیلی خوب...زودتر از آن که فکر می کردیم تبدیل شد به خیلی بد

خیلی زود.

اگر هیچ کس به تو نگفته باشد، حالا دیگر باید بدانی

که خیلی خوب، خیلی زود تبدیل می شود به خیلی بد.

خیلی زود.

--------------------------------------------------------------------------------------

پارو بزن،پارو بزن قایقت را

به آرامی،در مسیر رودخانه

شاد و بی خیال

که زندگی رویایی بیش نیست.

پارو بزن،پارو بزن قایقت را

از میان فاضلاب های سمی

شاد و بی خیال

با لبخند.

پارو بزن،پارو بزن قایقت را

به آرامی،در مسیر رودخانه

و به مواد شیمیایی

که آب را به رنگ سبز در می آورند، نگاه کن.

پارو بزن، پارو بزن قایقت را

از میان روغن های ریخته

شاد و بی خیال

به راستی خوش نمی گذرد؟

پارو بزن، پارو بزن قایقت را

به آرامی، در مسیر لجن زار

و به ماهی های کوچک

که می میرند و روی آب شناور می شوند، نگاه کن.

پارو می زنیم، پارو، پارم، پارو

شاد و بی خیال،از میان روغن های ریخته

لاستیک های کهنه، مفتول های زنگ زده

قوطی های آبجو، ظرف های کیک

فنجان های پلاستیکی و ورقه های آلومینیومی.

ما فقط پارو می زنیم، پارو می زنیم قایقمان را

به آرامی،از میان پلیدی ها.

و هیچ کس، هیچ کس، هیچ کس، هیچ کس

حتی ذره ای به این موضوع اهمیت نمی دهد.

پارو بزن، پارو بزن قایقت را

به آرامی، در مسیر رودخانه

شاد و بی خیال

که زندگی رویایی بیش نیست.

--------------------------------------------------------------------------------------

می خواهم دعا بخوانم

با همان قدرتی که می خواهم کفر بگویم.

می خواهم مجازات کنم

با همان قدرتی که می خواهم ببخشم.

می خواهم اهدا کنم

با همان قدرتی که از آغاز می خواستم.

می خواهم پیروز شوم

آخر من نمی توانم پیروزی آنها را بر خود ببینم.

+ نوشته شده در 85/12/05ساعت توسط sara |